weblog-header-1280x376.jpg

ژوئن 9, 2018
بهرام پورشهبازی متولد ایلام و ساکن تهران است. او دارای مدرک تحصیلی دیپلم و عکاسی را  از سال  ۱۳۸۵ به صورت خودآموخته شروع کرد و از سال ۱۳۹۲به صورت جدی این رشته را دنبال میکند
وی علاقه خاصی به سبک سیلوئت و عکاسی از منظره دارد

آشنایی و علاقه شما به سیلوئت از کجا شروع شد ؟

عکاسی سیلوئت (ضد نور) تکنیکی در عکاسی است که با قرارگیری نور در پشت سوژه تنها شکل کلی تصویر در عکس نمایان می شود. این روش زیبایی فوق العاده ای را ایجاد می کند و بهترین زمان برای عکسبرداری در این سبک هنگام غروب یا طلوع است، چون خورشید را به سطح زمین نزدیک تر نشان می دهد و کنتراست یا تضاد نوری بالایی ایجاد می شود
همیشه محسور عکسهای سیلوئیت عکاسان دیگر بودم و به دلیل علاقه فراوانی که به این سبک عکاسی، لحظه طلوع و غروب خورشید و گرمی رنگهای آن داشتم تمرکزم را روی این سبک گذاشتم.

چگونه به عکاسی علاقه مند شدید؟ و آیا غیر از عکاسی گرایشی به هنرهای دیگر هم دارید ؟

هنر را دوست دارم. فیلم، عکس، نقاشی، موسیقی و … همه قشنگند و به طریقی روح را نوازش می دهند. ولی گاهی که خیلی با خودم خلوت می کنم می بینم عکس شعری دارد که گاه در یک رمان چند جلدی هم به راحتی پیدا نمی شود .

از آنجایی که به صورت خود آموخته به این هنر روی آوردم بنابراین همیشه سعی کردم با جستجو مطالب آموزنده در سایت های ایرانی و خارجی مربوط به این رشته دانش و اندوخته خود را بالا ببرم و بیشتر مطالعه و تمرین میکنم.

 

تاثیرگذارترین کتابی که در زمینه عکاسی و سیلوئت مطالعه کرده اید چه کتابی بوده ؟

چشم عکاس نوشته مایکل فریمن که در مورد بررسی ، طراحی و ترکیب بندی در عکاسی است.

الگوی شما در سبک عکاسی سیلوئت کیست ؟

سبک عکاسی هری کلاهان رو دوست دارم

اما در مورد عکاسی سیلوئت از کسی تبعیت نمی کنم چون سوژه های عکاسی من اکثرا نشات گرفته از تصوراتم می باشند که بیشتر اوقات برای ثبت آنها زمان های زیادی را انتظار می کشم و گاهی نیز سوژه های مختلف را کنار هم قرار داده تا آن تصویر را ثبت نمایم

من روزهای زیادی را برای عکسبرداری از طلوع یا غروب خورشید سپری کرده ام و به دلیل وسواس در انتخاب سوژه همیشه کار برایم کمی سخت میشود. سوژه های عکاسی من اکثرا نشات گرفته از تصوراتم می باشند

در خلق آثارتان از تکنیک فوتومونتاژ هم استفاده کرده اید؛ برای ایده ای که در ذهن دارید المان ها را عکاسی میکنید یا با المانهایی موجود ایده ای را اجرا میکنید ؟

من در بعضی از عکسهایم از تکنیک منیپیولیشن استفاده میکنم بیشتر سعی میکنم از عکسای خودم که در آرشیو دارم استفاده کنم در بعضی عکس ها که امکان استفاده از استایل خاصی که مربوط به داستان عکس باشد و در دسترس نباشد از این سبک استفاده میکنم که متاسفانه بعضی از مخاطبین این تکنیک را رد میکنند در صورتی که هر نوع فعالیت روی عکس بخصوص ادیت و ویرایش یک نوع خلاقیت به حساب به شمار می رود که نیاز به مهارت کافی دارد متاسفانه همه با شنیدن کلمه فتوشاپ ذهنیت مناسبی از عکس ویرایش شده ندارند در صورتی که هر عکس نیاز به ویرایش و ادیت مناسب خودش را دارد و این خود به مهارت کافی نیاز دارد.

 

 اولین عکسی که ثبت کردید چه عکسی بود ؟

من بعد ها در مورد تایم طلایی در عکاسی و ساعت مناسب غروب و طلوع خورشید نتایج بهتری به دست آوردم که روند و حتی تن رنگی عکس ها نیز تغییر کرد

نارنجی ، دلپذیر ترین و آرامش‌بخش ترین رنگی است که با آن زندگی می کنم

و نیز این تجربه را به دست آوردم  که طلوع، گرمتر و دلپذیر تر از غروب است و بیشتر سعیم بر آن بود از طلوع عکاسی کنم

این عکس هنگام طلوع ثبت شده

تقریبا سه سال از شروع عکاسی سیلوئت میگذشت که این عکس در زمان طلوع افتاب و در کویر زیبای ابو غویر ایلام ثبت کردم  و این نیز اسب یکی از صحرا نشینان بود.

به ذهنم رسید که میتواند سوژه جالبی باشد و ساعتی قبل از طلوع با قرار گیری در جای مناسب و قرار دادن سوژه در مکان مناسب توانستم این عکس را ثبت کنم.

 

داستان شکل گیری اولین عکس فتومونتاژ شما چگونه بوده است ؟

بعضی مواقع برای کامل کردن داستانی که پشت عکست نهفته است نیاز به سوژه هایی داری که دستیابی به آنها آسان نیست در آن لحظه بود که تصمیم گرفتم تکنیک فتومونتاژ را بصورت حرفه ای یاد بگیرم تا بتوانم برای تکامل عکسایم از آن  استفاده کنم

این اولین عکس فوتومونتاژ من است

قصد داشتم تضاد بین آرامش اسب و خشن بودن آسمان را به تصویر بکشم که یک حس دو گانه گی در ببیننده رخ دهد

و این نیز از جدیدترین کارهای مونتاژ شده ام است.

مشخصه های یک عکس سیلوئت خوب چیست ؟

داستان عکس،جاگیری مناسب سوژها ،کادر بندی

عکاسی سیلوئت یعنی قرار دادن سوژه تاریک روبروی پس زمینه روشن؛ سوژه مورد نظر به گونه‌ای در قاب نقش می‌بندد که به نظر یک سایه تاریک است.

 

بیشتر عکس‌های سیلوئت ، در برابر آفتاب یا پس زمینه‌ای که با یک نور شدید روشن شده است ثبت می‌شوند. برخی از سیلوئت‌ها نیز در زیر آب ثبت می‌شوند. سوژه اصلی به طور کلی تیره شده و تنها محدوده و مرزهای جسمی‌اش، آن را از پس زمینه جدا می‌کند.

عکاسی سیلوئت، تکنیک فوق‌العاده‌ای برای نمایش راز‌آلود و در عین حال باشکوه یک سوژه به شکلی ساده نمایانه و تنها با ارائه شکل کلی سوژه است. نکته‌ای که در مورد عکس سیلوئت وجود دارد این است که در این تکنیک مشخصات سوژه به صورت کامل نمایان نمی‌شود، بلکه با ارائه قسمتی از مشخصات سوژه، ساخت بقیه جزئیات آن به تخیل مخاطب واگذار می‌شود..

از نظر شما عکس چیست ؟

عکس تجسم خلاقانه ذهن یک شخصه که حس حال درونیش را به تصویر میکشد هرعکس میتواند بیانگر شخصیت خالقش باشه

عکاس هم خالق ثبت زیبایی های است که ما در طول زندگی مان کمتر به آن توجه میکنیم

 

برای دیدن و خرید عکس های پورشهبازی اینجا کلیک کنید

 

 

 

 


weblog-futured-akrami-1280x376.jpg

آوریل 22, 2018

خانم شهرزاد اکرمی از عکاسان موفق در ژانر فتومونتاژ ایران و متولد سال 1354 در بانکوک و ساکن تهران است

او دارای مدرک کارشناسی عکاسی ­و کارشاس ارشد انیمیشن از دانشگاه هنر می باشد.

وی فعالیت هنری اش را ابتدا با کار انیمیشن آغاز کرده و سپس وارد عرصه عکاسی شد.

فعالیت هنری ام را ابتدا با کار انیمیشن آغاز کردم و از سال 93 تصمیم گرفتم به صورت حرفه ای و جدی تر عکاسی را ادامه دهم.

بنده عکاسی را متاثر از پدرم آغاز کردم، ایشان عکاسی خود آموخته بودند و دائما در حال عکاسی بودند و از آنجایی  همیشه طراحی و نقاشی جزیی از علایق من بوده است بنا بر تشویق خانواده برای تحصیلات تکمیلی وارد رشته هنر و عکاسی شدم.

اولین دوربینی که داشتم، یک دوربین مینولتا آنالوگ مدل XG1 بود که از پدر هدیه گرفته بودم و از همان سال اول دانشگاه شروع به عکاسی کردم.

چگونه با سبک فتومونتاژ آشنا شدید ؟

دروس عکاسی دانشگاه بسیاری از ژانرهای عکاسی را شامل میشد؛ از پرتره گرفته تا خبری و غیره اما شروع آشنایی من با ژانر فتومونتاژ، به سال اول دانشگاه بر میگردد و تحقیقی که استاد به تمام دانشجویان داد که از قضا موضوع تحقیق من درباره جری اولزمن بود. تا آن زمان آشنایی چندانی با او نداشتم و به محض دیدن آثار او شیفته عکسهایش شدم و تمایل بسیاری برای تکرار عکسهای او داشتم.

روحیه من دائما در پی انجام کارهای خلاقانه بود اما از آنجایی که در محیط دانشگاه از کارها و ایده های خلاقانه استقبال چندانی صورت نمیگرفت دیگر عکاسی را ادامه ندادم و به صورت جدی به کار انیمیشن پرداختم.

البته همیشه در کنار انیمیشن، عکاسی هم انجام میدادم و به اقتضای کار انیمیشن با فتوشاپ نیز کار میکردم.

تا اینکه تصمیم گرفتم اکنون که فارق از محیط دانشگاه هستم به سراغ ایده هایی که همیشه در ذهن داشته ام بروم و در تمام این مدت عکسهای Jerry Uelsman در پس زمینه ذهنم بوده اند.
به تدریج شروع به انجام مونتاژهایی هر چند کوچک کردم تا اینکه تقریبا سه سال پیش در شبکه های اجتماعی با عضویت در برخی از گروههای عکاسی با تعدادی از عکاسان خوب ژانر فتومونتاژ و فاین آرتیست های خوب آشنا شدم که به نظرم بهترین آنها متعلق به منطقه اروپای شرقی هستند.

عکاسانی مثل Ivana Stojakovic ، Dariusz Klimczak ، Marcin Sacha ، Michal Karcz و Erik Johansson عکاس سوئدی.

به تدریج با عضویت در وب سایت های مطرح عکاسی نظیر 1x ،  500px ، artlimited و غیره با کارهای عکاسان خوب آشنا شدم که دیدن و بررسی کارهای ایشان برای من بسیار تاثیر گذار بود.
به تدریج شروع به فراگیری تخصصی فتوشاپ کردم که عمدتا آموزش های من به صورت خودآموز بوده است.

به عقیده من تن  سیاه و سفید در بیان احساسات بسیار موثرتر است

اولین عکس فتومونتاژی که خلق کردید چگونه شکل گرفت ؟ 

اولین عکسی که کار کردم در شمال کشور، حوالی لاویج در یک هوای مه آلود بود که در یک محیط آفرود سعی داشتم جمعیتی که در عکس حضور دارند را از عکس حذف کنم و از یک عکس دیگر شخصی که در حال قدم زدن در مه بود را به عکس اصلی اضافه کردم و  این اولین فتومونتاژی بود که ارائه دادم.

معمولا برای خلق آثارتان از کجا الهام میگرید؟

من گاهی اوقات برای ایده ای که در ذهن دارم عکاسی کنم و یا گاهی در حین عکاسی ایده ای در ذهنم شکل میگیرد. اما ایده های من منابع گوناگونی دارند.
هنگام عکاسی ایده های مختلفی در ذهنم شکل میگرید و از همان ابتدا میدانم که با عکسی که گرفته ام میخواهم چه کار کنم.

مثلا در یکی از عکس ها مردی در حال قدم زدن در مزرعه ای بود که  انعکاسش در آب شکل گرفته بود و یک بیل را روی شانه اش حمل میکرد . همانجا فکر کردم به جای بیل میشود یک لانه پرنده باشد که گویی آن مرد در حال حمل یک لانه پرنده است.

یا در جایی دیگر در عکاسی از ابری که شبیه یک پنگوئن بود ایده ای به ذهنم رسید، و از آنجایی که عکس پنگوئن هم از قبل داشتم تصمیم گرفتم این دو را با یکدیگر ترکیب کنم.

یکی دیگر از منابع ایده های من به سابقه و دیرینگی اماکن تاریخی بر میگردد. برای نمونه در سفری که به قلعه الموت داشتم دائما در فضای کتابی بودم که از پیش خوانده بودم و دائما در تلاش بودم تا عکسهایی که از قلعه الموت گرفته ام را با فضای داستانی کتاب تلفیق کنم و به نحوی کتاب را به تصویر بکشم.

من سعی میکنم تمام المان های عکس هایم را خودم عکاسی کنم. به این دلیل که یک سری از ایده ها هنگام عکاسی به ذهن عکاس خطور میکند و زمانی که شما در محلی قرار دارید به سبب داشتن خاطرات یا حسی که از آن محل دریافت میکنید میتوانید ایده پردازی بهتری داشته باشید تا اینکه به سراغ عکسهای دیگر برویم.

گرچه استفاده از استاک کار را راحت تر میکنید اما به عقیده من زمانی که کار هنری انجام میدهیم خیلی بهتر است که کار تماما برای خودمان باشد تا دیگری.

بیشتر به صورت تک عکس کار میکنید یا به صورت مجموعه :

به شخصه بیشتر علاقه مند به تک عکس هستم و دوست دارم که هر عکس برای خودش داستانی مستقل را روایت کند. که البته چند مجموعه هم کار کرده ام.

بهترین عکس هایی که  دوستشان دارید کدامند و داستان پشت آنها چیست؟

یکی از دوستانم که در زمینه حمایت از حیوانات فعالیت میکند از حضور یک بچه خرس در پارک پردیسان خبر داد. بچه خرسی که شکارچیان مادرش را کشته بودند و محیط بانان او را در حالی که در طبیعت رها شده بود پیدا کردند و تحت حفاظت داشتند.

من این فرصت را داشتم تا برای عکاسی وارد قفس این بچه خرس شوم، آنقدر کوچک بود که نمیتوانست آسیبی به من برساند در آن لحظات وقتی تنهایی و شرایط سخت او را می دیدم به سختی متاثر شدم. بعد که به خانه برگشتم تصمیم گرفتم در عکسهایم محیطی را برایش خلق کنم که گویی در محیط اصلی خودش و در طبیعت آزاد است.

این یکی دیگر از عکسهایی است که خیلی دوستش دارم و عکسهای اولیه آن را در باغ پرندگان عکاسی کردم.در واقع سوژه اصلی و ابتدایی در این عکس یک پرنده گرمسیری به نام crowned crane است؛پرنده ای که بدنش یک شیب رو به پایین دارد. همان موقع از یک شتر مرغ هم عکاسی کرده بودم، ابتدا قصد داشتم شکل بدن crowned crane را مانند یک لانه شبیه سازی کنم اما چون شکل بدن شتر مرغ هم برایم جالب بود و بی شباهت با آن نیست، در زمان ادیت بدن شتر مرغ را در لایه زیر قرار دادم و شروع به اضافه کردن شاخ و برگ به فرم های بدن شتر مرغ کردم.

تاثیرگذارتین کتابهایی که مطالعه کرده اید کدامند ؟

مطالعه کتابهای تاربخ هنر برای من خیلی مهم هستند. البته دیدن کارهای عکاسان برای من بسیار موثر بوده اند؛ مثلا کتابهای تصویری جری اولزمن

الگوی شما در عکاسی کیست ؟ 

از عکاسان خارجی Jerry Uelsman و ivana stojakovic؛ آنها بسیار کارهای تاثیر گذاری دارند و از میان عکاسان داخلی هم آقای میلادصفابخش از عکاسان خوب کشور هستند و بسیار پیش آمده که از نظرات همدیگر در کارهایمان بهره گرفته ایم.

تاکنون در مسابقات عکاسی چه جوایزی کسب کرده اید؟

مقام اول در مسابقه سایت آرت لیمیتد با عنوان Animal life 2018

کسب مقام اول در بخش Digital Manipulation از Hipa ( The Challenge) -Sixth Season 2017

کسب مدال طلای PSA و نشان افتخار در بخش خلاقانه از جشنواره بین المللی خیام ؛ سال 2016

دو نشان تقدیر در بخش فاین آرت در جشنواره IPA ؛ در سال 2016

مدال طلای فیاپ در بخش آزاد سیاه و سفید از جشنواره بین المللی خیام؛ در سال 2015

تقدیر در بخش خلاقانه جشنواره بین المللی خیام در سال 2014

 عکس چیست ؟ عکس را چگونه تعریف میکنید ؟ 

عکسهای من بازتابی از ذهنیت من است چون عکسهای من  مستند نیستند و در حقیقت عکس من آینه ای از ذهن من است.

چند نمونه از عکس های رنگی خانم اکرمی 

در پایان چه توصیه ای برای عکاسان تازه وارد به ژانر فتومونتاژ دارید؟

به نظر من اطلاع از تاریخ هنر کاملا ضروری است زیرا در مطالعه تاریخ هنر حجم وسیعی از تجربه و کار وجود دارد که آموزش آن بسیار اهمیت دارد.

خانم شهرازد اکرمی در شبکه های اجتماعی عکاسی :

پروفایل سایت 1X

پروفایل سایت 500PX

پروفایل سایت Artlimited

پروفایل اینستاگرام


weblog-futured-hadi9-1280x376.jpg

مارس 18, 2018

گفت و گوی رنگیتر با هادی دهقان پور از عکاسان موفق کشور

هادی دهقان‌پور، متولد 1359 در زاهدان، دارای مدرک کارشناسی عکاسی و کارشناس ارشد مترجمی زبان انگلیسی مدت 12 سال است که به هنر عکاسی مشغول است.

او عضو فدراسیون جهانی هنر عکاسی، عضو شورای آموزش و پژوهش انجمن سینمای جوانان ایران، عضو هیئت‌مدیره انجمن عکاسان سبزوار و به عنوان مدرس عکاسی و ویرایش عکس مشغول به فعالیت است.

وی همچنین به‌عنوان خبرنگار با روزنامه‌های خراسان، آفرینش، فرهیختگان و خبرگزاری‌های آنا و ایسکانیوز همکاری دارد.

 

شروع عکاسی ات از کجا کلید خورد و چطور عکاسی را ادامه دادی؟

از دوران دبیرستان، به عکاسی علاقه مند شدم. پدرم بسیار به عکاسی و سفر علاقه داشت اما در مورد عکاسی اطلاعات کافی نداشت. این بود که مسئولیت عکاسی از اتفاقات سفر و مناظر مختلف و عکس‌های خانوادگی را به من واگذار کرد. از آنجا بود که احساس کردم به این فن و هنر علاقه‌مندم. بعدها با استخدام در حوزه ارتباطات رسانه‌ای دانشگاه آزاد اسلامی، این رویه جدی‌تر شد و با علاقه‌ دوچندان به آن پرداختم. اکنون پس از گذشت 12 سال، حسابی با آن خو گرفته‌ام و حداقل هفته‌ای دو تا سه بار عکاسی می‌کنم. ژانر مورد علاقه‌ام عکاسی کارگردانی‌شده است. با این حال از سایر سبک‌ها مثل عکاسی طبیعت، معماری و مستند اجتماعی نیز غافل نمی‌شوم.

چه چیزی باعث شد که به این ثبت عکس‌های کارگردانی‌شده روی بیاورید؟

اوایل علاقه زیادی به عکاسی لنداسکیپ داشتم. پس از مدتی احساس کردم حرف‌ها، دغدغه‌ها و داستان‌هایی در قالب عکس برای عرضه دارم. اتفاقاتی که شاید هرگز در زندگی روزمره رخ ندهد و یا لااقل دور از انتظار است.

دغدغه‌هایم  بیشتر حول مشکلات جامعه، اتفاقات و رویدادهای اجتماعی و سیاسی بود. سعی می‌کردم در قالب عکس، نقدم نسبت به یک رویداد را ابراز کنم.

در ابتدا با مشکلات زیادی از جمله ناپختگی ایده‌ها، نحوه تکمیل‌ کردن، اجرا و پردازش‌شان مواجه بودم. از طرف دیگر برخی ایده‌ها چندان مورد توجه منتقدان قرار نمی‌گرفت. اما به تدریج توانستم ایده‌های اولیه را تکمیل، اجرا و به ثمر برسانم.

معمولاً وقتی ایده‌ای به ذهنم می‌رسید، تصور اولیه‌ ام بسیار کمال‌گرا بود. اما به تدریج متوجه شدم از ایده تا اجرا راه نسبتاً طولانی‌ای در پیش دارم. برای اجرای برخی ایده‌ها، بایستی لوازم و تجهیزات تهیه می‌کردم و در برخی عکس‌ها بایستی از حضور سوژه‌های انسانی متناسب بهره می‌بردم که گاهی اوقات، یافتنش سخت بود.

در کارهایت از مونتاژ هم استفاده میکنی ؟ 

سعی میکنم تا جایی که امکان دارد، از مونتاژ پرهیز کنم و کارهایم را به صورت مستند انجام دهم. اما گاهی پیش می آید که نیاز به مونتاژ دارم و از آن استفاده می‌کنم. در این زمینه، تعصبی نسبت به استفاده یا عدم استفاده از فتومونتاژ ندارم، بلکه برایم اجرای بهتر ایده است که اهمیت دارد.

 

اولین عکستان که در این سبک بازخورد زیادی نداشت چه عکسی بود و ایده عکس در مورد چه موضوعی بود؟

این عکس از نخستین عکس‌هایم در شاخه مفهومی بود، اما بازخورد مناسبی نداشت. ایده اش اشاره‌ای ضمنی دارد به نکوهش خودبینی و غرور کاذب انسان‌ها که جز خودشان، هیچکس دیگری را نمی‌بینند. این انسان‌ها انگار دور خودشان دیواری از نادانی می‌کشند و همه را از خودشان طرد می‌کنند. به‌عنوان مثال اگر در تلویزیون می‌نگرند، در آن نقشی، جز خود نمی‌بینند!

به تدریج بازخوردها بهتر و بیشتر شد و من هم تلاش کردم کارهایم را کامل‌تر و دقیق‌تر ارائه بدهم.

 

در عکس خسروان انگیزه اصلی ام نشان دادن عبادت بر زمین غصبی بود. زمین سیاهی که متعلق به ما نیست.

علاقه‌مندم روایت عکس‌هایم قدری پیچیدگی داشته باشد و برداشت‌های مختلفی از آن‌ها ‌شود. این تعدد برداشت را می‌پسندم و نمی‌خواهم ذهن مخاطبانم را صرفاً درگیر دغدغه ذهنی خودم کنم.

 

 

موضوعی که برایم مهم است، این است که هنرم بتواند کمک کند، راهگشا باشد و تلنگر بزند.

 

 

این عکس کارگردانی‌شده است و در آن به دنبال نشان دادن امید برای رسیدن به هوای پاک و زندگی بدون دود و دخانیات بودم. عکاس در این عکس با چیدمانش فریاد می‌زند: ما انسان‌های بالغ، در عین داشتن آگاهی‌، در حال آلوده کردن محیط زندگی‌مان هستیم. در حالی که به آثار مخرب آلودگی محیط زیست و دخانیات واقفیم و در ظاهر، آن را از زندگی‌مان دور می‌کنیم، اما غافلیم از اینکه آن بیرون، دختری و طبیعتی و زندگی‌ای در حال نفس کشیدن است. در شیشه، دورنمایی از شهر دیده می‌شود. یعنی این اتفاق در جامعه شهری و در فضایی کاملاً ملموس و باورپذیر در حال وقوع است.

از بین عکسهایی که در این چند سال گرفته ای عکس مورد علاقه ات کدام است ؟

این عکس روایتگر دوران معاصر است. جنگی که اتفاق افتاد و امروز تبدیل به یک خاطره شده. دختری دم بخت که در آن زمان رخت عروسی بر تن کرد و سپس همسرش راهی جبهه شد و به شهادت رسید و عروس برای همیشه در همان لباس ماند و آرزوی کودکی که در نطفه جان باخت و اکنون همچون رؤیایی دست‌نیافتنی، از خاطر پیرزن می‌گذرد. دختر انگار خیال و تصوری است از خوشبختی که الان دیگر وجود خارجی ندارد. و البته همه اینها  در فکر پیرزن اتفاق می‌افتد.

تا کنون چه کتابهای عکاسی مطالعه کرده اید؟

معمولاً کتابهای پایه را مطالعه کردم و بهترین کتاب در این زمینه را همان کتاب معروف فن و هنر عکاسی آقای میرهادی شفائیه می‌دانم. سایر کتاب‌هایی که تاکنون مطالعه‌ کرده‌ام:

  • نقد هنر تری برت
  • ترکیب‌بندی در عکاسی هارالد مانته
  • فرهنگ عکاسی اسماعیل عباسی
  • ذن عکاسی پل مارتین لستر
  • و درباره عکاسی بیل جی و دیوید هورن

اما معمولاً بیشتر عکاسی کردم تا مطالعه…

 

تا کنون در چه جشنواره هایی شرکت کرده ای ؟

یکی از گرایش های مورد علاقه ام شرکت در جشنواره‌هاست و در این راه، تاکنون موفق به کسب 60 عنوان مقام ملی و بین‌المللی و 400 عنوان راه‌یابی به جشنواره‌های داخلی و خارجی شده ام.

از آخرین رتبه های ملی و منطقه‌ای ام

  • شایسته‌ی تقدیر هیئت داوران دومین مسابقه‌ سراسری عکس عاشورایی- مشهد- آبان 94
  • مقام دوم و راه‌یابی 3 عکس به دومین سوگواره‌ سراسری عکس عاشورایی- بیرجند- آذر 94
  • مقام دوم و دریافت تندیس نخستین مسابقه‌ سراسری عکس «آب»- تهران- اسفند 94
  • شایسته‌ی تقدیر هیئت داوران سومین جشنواره‌ ملی عکس «تعاون»- تهران- مرداد 95
  • مقام سوم مسابقه‌ی سراسری عکس حمل‌ونقل جاده‌ای «رهسپار»- شهرکرد- آذر 95
  • مقام سوم و دریافت تندیس نخستین جشنواره‌ ملی عکس «زن، خانواده و رسانه»- تهران- دی 95
  • مقام دوم، دریافت تندیس و راه‌یابی 2 عکس به مسابقه ملی عکس «آن سوی واقعه»- اهواز- آذر 96

و مقام های بین المللی ام هم :

  • مقام نخست مسابقه‌ «پرواز رنگ‌ها» دومین فستیوال «شش‌ هفته ‌با هنر ایران»- کانادا- شهریور 91
  • مقام سوم، دریافت تندیس لنز برنزی و راه‌یابی 3 عکس به سی‌وچهارمین جشنواره‌ بین‌المللی عکس کنوکه- بلژیک- اسفند 90
  • چهره‌ منتخب نخستین نمایشگاه بین‌المللی عکس «جهان در رمضان» جشنواره‌ هیپا- امارات‌- مرداد 91
  • مقام نخست بیستمین نمایشگاه بین‌المللی قرآن کریم- تهران- مرداد 91
  • مقام دوم نخستین مسابقه‌ بین‌المللی عکس «ایرانی‌بودن»- اتریش- بهمن 94

به نظرت نقد عکس چقدر میتواند به پیشرفت عکاسان کمک کند ؟

نقد میتواند نگاه عکاس را بسط دهد. از نقد نه به اندازه مشق بصری و فعالیت عملی، اما به عنوان عنصری تأثیرگذار می‌توان یاد کرد.

در این شاخه، نکته‌ای که اهمیت پیدا می‌کند، تاب تحمل نقد است. همه این کشمکش‌ها برمی‌گردد به اینکه تا چه میزان شناخت درستی از نقد داشته باشیم. هم منتقد باید در بیان دیدگاهش آگاهانه عمل کند و هم صاحب اثر بایستی این ظرفیت نقدپذیری را قبل از ارائه اثرش، در خود بوجود آورد.

نقد سلیقه‌ای، همیشه باعث ایجاد اصطکاک بین صاحب اثر و منتقد شده. اینکه ما حق داریم در مورد عناصر عکس و تأثیرشان بر مخاطب صحبت کنیم، یک موضوع است و اینکه ما اگر جای عکاس بودیم، چنین و چنان می‌کردیم، موضوعی دیگر.

 

الگوی عکاسی هادی دهقان پور کیست ؟

از قدیمی‌تر ها بخواهم بگویم، قطعاً ژیلبر گارسن، بهترین گزینه است که می‌توانم از وی نام ببرم.

از عکاس‌های معاصر خارجی تأثیرگذار در سبک عکاسی کارگردانی‌شده که کارهایش را می‌پسندم نیکلاس برونو است. و از عکاس های معاصر داخلی، کارهای خانم‌ها گوهر دشتی و آزاده اخلاقی را بسیار دوست می‌دارم.

به عنوان یک داور و مدرس عکاسی ، برای عکاسایی که تازه شروع کردن چه توصیه ای داری ؟

اینکه بیشتر از آنکه سخن بگویند، عکاسی کنند. ما عکاسی را یاد می‌گیریم تا به وسیله آن حرف بزنیم و ارتباط برقرار کنیم. آفت عکاسی، غرور و خودبزرگ‌بینی است. مادامی که از این آفات دوری کنند، پیشرفت‌شان حتمی است. در غیر این‌صورت دچار سکون و افت تدریجی خواهند شد.

هادی دهقان پور در شبکه های مجازی:

اینستاگرام

کانال تلگرام

پروفایل سایت 1x 


header-1280x461.jpg

ژانویه 24, 2018

سودابه وطن پرست متولد 1362  دانشجوی سال آخر رشته عکاسی و عضو انجمن عکاسان ایران است.

وی یک فرد هنری در خانواده ای با تخصص های فنی و مهندسی است.

زنیت 122 اولین دوربین عکاسی بود که او در 18 سالگی به دست گرفت.

دوربین زنیت بیشتر برای من ثبت خاطرات بود، عکسهای خانوادگی و مناسبتی عمده عکسهای من را تشکیل میداد و آن زمان تصور نمیکردم که میتوان با دوربین عکاسی خلق صحنه و وقایع کرد.

او در ابتدا در دانشگاه به تحصیل در رشته شیمی محض پرداخت اما پس از مدتی به دلیل عدم علاقه از تحصیل در رشته شیمی انصراف داد تا به پیشبرد آنچه در وجود و تفکراتش در جریان بود بپردازد.

از همان ابتدا برای بروز آنچه در وجودش در غلیان و جوشش بود شروع به نقاشی کرد و بدون ملاقات اساتید و کلاس های نقاشی و پس از مدتی تصمیم گرفت نقاشی را به صورت حرفه ای ادامه دهد اما دیری نپایید که متوجه شد هنر نقاشی آن چیزی نیست که جوشش های درونی او را آرام سازد. او عقیده دارد در نقاشی تصویر و اثری را خلق نمیکرد و تنها تصویری را مجدد روی بوم نقاشی میکرده است.

من دوست داشتم به دامان طبیعت میرفتم و شروع به نقاشی میکردم؛ آنچه که در ذهن دارم را به عینه روی بوم نقاشی به تصویر بکشم که در نقاشی هرگز به این مهارت و شجاعت نرسیدم و آن زمان بیشتر کپی برداری از آثار سایر نقاشان برجسته و یا عکس میکردم و خب بعد از مدتها این چندان برای من راضی کننده و خوشایند نبود.

و بعد از مدتی نقاشی را رها کرد و در پی کشف آنچه در وجود هنری اش در غلیان بود به سراغ موسیقی رفت و با ویولون شروع کرد. اما پس از اندک مدتی در 29 سالگی موسیقی را هم کنار گذاشت، چون هنر اول ( موسیقی ) هم نتوانسته بود آنچه در او وجود دارد را آشکار کند.

پس از سالها تجربه هنرهای گوناگون مجدد به پیشنهاد یکی از دوستانش به هنر عکاسی بازمیگردد اما اکنون بر خلاف گذشته و با آمدن موبایل ها و دوربین های دیجتال چندان مجالی برای استفاده از دوربین های آنالوگ نبود.

او این بار به آتلیه عکاسی پرتره یکی از دوستانش میرود و در آنجا مشغول به کار میشود و برای اولین بار با دوربین های DSLR آشنا میشود.

به اعتقاد سودابه وطن پرست یکی از مهمترین مزایای حضورش در آتلیه این بوده که صاحب آتلیه علاوه بر عکاسی پرتره به عکاسی طبیعت نیز به عنوان جنبه هنری می پرداخته است.

این فرصت یک پنجره دیگری از عکاسی را به روی من باز کرد که دریافتم حتی میتوان دوربین را به طبیعت برد و از طبیعت عکاسی کرد!

و پس از ماه ها حضور با جنبه هنری عکاسی آشنا شدم و اولین DSLR  خودش را خرید و از آنجایی که عکاسی را با دوربین های آنالوگ آغاز کرده بود، نیاز مجدد به شناخت مسائل فنی نداشت و مستقیم از همان ابتدا وارد فضای آرت و هنری عکاسی میشود.

او در سال 93 تصمیم گرفت عکاسی را به صورت آکادمیک در دانشگاه پیگیری کند و در سال 94 اولین نمایشگاه انفرادی خود را در ژانر استیج و با عنوان نسیان ( فراموشی ) برگزار کرد.

نسیان روایتی تصویری از انسانهایی بود که به دلیل دغدغه های روزمزه و کش مکش های زندگی کودکی و کودک درون را فراموش کرده اند.

مدتی بعد از شروع دوباره عکاسی وی به دلیل مشغله های زندگی چندان فرصت مناسبی برای سفر و عکاسی نداشت.

به همین علت شروع به چیدمان در فضای محدود خانه میکند و حتی خود را سوژه عکسهایش قرار میداد. و در پی ایجاد مفهومی در عکسهایش بود.

آن عکسی که سوادبه وطن پرست را جذب میکرد صرفا عکسهایی که در طبیعت گرفته شدند نبود، بلکه بیش از آن عکسهایی بود که به دست خودش خلق شده بودند و دارای مفاهیمی بودند که از تفکرات او بر می آمدند و میتوانست ضمن برقراری ارتباط با مخاطب، آنها را به چالش بکشد.

دیگر عکاسی توانسته بود آنچه را که من  نتوانسته بودم درنقاشی و موسیقی کشف کنم در بروز آن ناموفق بودند را عکاسی در من آشکار ساخت نشان دهد.

او بر این عقیده است که عکاسی این شجاعت و جسارت را به او داده که نه با زبان و تکلم، بلکه به زبان عکس با مخاطب صحبت کند.

او برای برگزاری اولین نمایشگاه عکاسی خود با عنوان نسیان که موضوعی روانشناختی بود به مدت یک سال علاوه بر پژوهش و مطالعه مقالات روانشناسی با متخصصین روانشناس نیز گفتگو کرده بود و از منابعی همچون کتاب و مقالات زیگموند بهره برده است. اما هیچ گاه به خودش اجازه نمیدهد که به تکلم درباره کودک درون صحبت کند در حالی که عکاسی این شجاعت و مهارت را به او داد که به شیوایی و با زبان عکس و تصویر درباره کودک درون و خیلی مسائل دیگر صحبت کند

از نظر شما تعریف عکس و عکاسی چیست ؟ 

عکس برای من تصویری است از درون و از ذهن من!

نه فقط عکاسی بلکه هنر در کل خوب دیدن است و خوب خواندن .شما باید از اتفاقات اجتماع خود اطلاع داشته باشید.

شاید نتوان به خوبی به درونیات یک فرد پی برد اما با دیدن عکس یک عکاسی میتوان به ذهنیت و دغدغه های او پی برد.

بیشتر عکاسی شما به صورت تک عکس است و یا به صورت مجموعه هستند؟

من بیشتر به صورت مجموعه عکس کار میکنم؛ مجموعه های من معمولا ابتدا به صورت تک عکس خلق میشوند و اگر آن تک عکس قابلیت و پتانسیل تبدیل به مجموعه را داشته باشد آن را گسترش میدهم.

اکنون که بعد از مدت ها به هنر مورد نظر خود رسیده اید ( استیج و تصویر سازی ) آیا دیگر تمایلی برای عکاسی ژانرهای دیگر دارید ؟

من خیلی مایل هستم که در عکاسی خودم را به چالش بکشم. برای مثال بعد از نمایشگاه نسیان از طرف نشریه هنر بازیگری به من پیشنهاد کار شد و با وجود اینکه ژانر اصلی من عکاسی استیج است اما این پیشنهاد را قبول کردم چرا که اساسا از به چالش کشیدن خودم در عکاسی لذت میبرم. از اینکه افرادی که تاکنون در رسانه ملی و سینما دیده بودم اکنون باید به خانه هایشان می رفتم و از نزدیک از خودشان و سبک زندگی شان عکاسی میکردم رای من جذاب بود.

من کسب تجربه در عکاسی را دوست دارم؛ تا کنون عکاسی پرتره، خیابانی، مستند اجتماعی و حتی عکاسی خبری انجام داده ام، در مطبوعات تا حدودی فعالیت داشته ام.

در ژانر مستند اجتماعی مجموعه عکسی از کار در کوره های آجری پزی عکاسی کرده ام به نام دور باطل که به مدت سه سال مستمر از افرادی که در کوره های آجرپزی کار میکنند. عکاسی میکردم.

 

تاکنون در مسابقات عکاسی چه جوایزی کسب کرده اید؟
  • مدال طلای مجموعه جشنواره هنر هند در سال 2017
  • مدال نقره جشنواره بروکلین نیویورک (آمریکا)2017
  • مدال برنز جشنواره  CPNO چین
  • دریافت دو روبان فیاپ در جشنواره آل آرژانتینو کشور آرژانتین 2017
  • کاندید جایزه و دریافت روبان فیاپ از جشنواره بین المملی خیام 2016
  • و چندین و چند پذیرش در جشنواره های بوکاوینا رومانی، آراد رومانی 2017
  • جشنواره Desire صربستان
  • جوایزAB هند

 

تاثیرگذارتین کتابهایی که مطلعه کرده اید کدامند ؟
  • درباره عکاسی سوزان سانتاگ
  • اتاق روشن رولان بارت
  • تلی از تصاویر شکسته (مقالاتی درباره روانکاوی ،زیگموند فروید و …)
  • مبانی زیبایی شناسی (پیرسوانه)
  • چیستی هنر(نایجل واربرتن)

 

و الگوی عکاسی شما کیست ؟

به نظرم نابغه عکاسی استیج گریگوری کورودسون که یکی از بهترین های صحنه پردازی است.

و تمام عکس هایش پر از جزییات است که هیچ المانی بی دلیل در جایی قرار داده نشده.

من به استمرار عکس های او را می بینم و هر بار نکته ی جدیدی در عکسهای او پیدا میکنم.

 

صفحه اینستاگرام خانم سودابه وطن پرست

 

 

 

 

 


12508709_630691177069036_8616572952037601897_n.jpg

نوامبر 22, 2017

 

مصاحبه ای با خانم سونا مویدزاده یکی از عکاسان برجسته کشور در ژانر طبیعت:

سونا مویدزاده متولد 1358 ، ساکن ارومیه و کارشناس اقتصاد و بازرگانی است.

او یک فعال محیط زیست است و عکاسی را در کنار تحصیل، به صورت تجربی فرا گرفته است.

 

شروع عکاسی شما از کجا بود و چگونه به سمت عکاسی طبیعت روی آوردید ؟

قبل از اینکه عکاسی را شروع کنم علاقه زیادی به جمع آوری و دیدن عکسهای زیبا از عکاسان سراسر جهان داشتم و از همان ابتدا توجه و علاقه خاصی به عکسهای طبیعت و منظره داشتم و همین باعث شد به مرور زمان به سمت عکاسی گرایش پیدا کنم و خودم شروع به عکاسی کنم.

 

چگونه عکاسی را یاد گرفتید و از چه زمانی شروع به عکاسی کردید؟
من از همان ابتدا و با دیدن عکس های عکاسان از سراسر دنیا، تمرین و پشتکار و استفاده از تجربیات اساتید گرانقدر عکاسی ایران مسیر پیشرفت را پیش گرفتم. مطالعه مباحث فنی عکاسی در سایت های مختلف و همچنین کتب متعدد عکاسی نیز پشتوانه علمی خوبی در کنار تمرین های عکاسیم بود.
به عقیده من تاثیر دیدن عکس در واقع فرصتی است برای یادگیری بهتر و درک آموزهای عکاسی. یعنی مقایسه آنچه یاد گرفته ایم و آنچه میبینیم و در واقع بتوانیم آنچه به صورت تئوری آموخته ایم را در عکسها ببینیم و روش های ثبت عکس، زاویه و زمانبندی و نحوه ترکیب بندی را از نگاه عکاسش بهتر درک کنیم. که به عنوان یک آمادگی بصری بتوان قبل از فشردن شاتر از انها استفاده کرد. و البته همیشه مهمترین عامل یادگیری من، تمرین و دیدن عکس های بیشمار از عکاسان دنیا بود.
من از سال 92 به صورت جدی شروع به عکاسی کردم و اولین ثبت های من از طبیعت شهر خودم ( ارومیه ) بود و بعد ها سفرهایم را به نقاط مختلف ایران شروع کردم و به شکل حرفه ای تر شروع به عکاسی از و ثبت زیبایی های کشور عزیزم کردم.

 

چند جلد از کتابهایی که مطالعه کردید را معرفی کنید ؟
دید خلاقانه در عکاسی نوشته برایان پترسون
رنگ در عکاسی نوشته هارالد مانته
ترکیبندی در عکاسی نوشته هارالد مانته
مبادی سواد بصری ترجمه مسعود سپهر
و در کنار مطالعه من همیشه مدیون و ممنون دوستان و اساتید عکاسی خواهم بود.

 

سفرهای عکاسی شما چگونه است؟
من همیشه همراه با همسرم و با گروه های کوچک دوستانه متشکل از دوستان عکاسم به سفرهای عکاسی میروم تا بتوانم درباره مکان و زمان عکاسی طبق برنامه های از پیش تعیین شده‌ام تصمیم بگیرم، از مسیرهای پیاده روی گرفته تا محل های استقرار.
قبل از سفر با توجه به مقصد عکاسی ابتدا تمامی مسیرها را بررسی میکنم و شرایط آب و هوایی را چک میکنم تا در محل عکاسی به مشکل خاصی برخورد نکنم که تا حد امکان اتفاق پیش بینی نشده ای رخ ندهد که در روند عکاسی خللی وارد کند تا بتوانم ثبت های خوبی داشته باشم.
قبل از سفر همیشه سعی میکنم اگر عکسی از منطقه مورد نظر وجود داشته باشد آنها را به دقت ببینم تا با توجه به شرایط محل، زاویه های مناسبی برای عکاسی پیدا کنم. در واقع به نوعی یک آمادگی بصری قبل از رسیدن به محل عکاسی.


الگو یا عکاس مورد علاقه شما در بین عکاسان خارجی کیست ؟
آقای دانیال کوردان اهل روسیه و آقای مارک آدامز
این دو، اسطوره های عکاسی من هستند.
” علاقه خاصی به عکاسی از اسب ها دارم و تاکنون کمتر فرصتی برایم پیش آمده تا از آنها عکاسی کنم ”
اولین عکسی که ثبت کردید را میتوانیم ببینیم ؟

این اولین عکسی است که ثبت کردم؛ این عکس را سال 92 در کنار دریاچه ارومیه گرفتم .
وقتی پس از دیدن عکسهای بسیار توانستم در کنار دریاچه ارومیه این عکس را بگیرم خیلی خوشحال بودم که دست خالی برنمیگردم. چون به نظرم توانسته بودم تمام چیزهایی را که در عکسهای دیگران دیده بودم در حد توانم به کار ببندم و این برایم رضایت بخش بود.
هرچند الان برام یک فریم عکس ساده و معمولی است اما آن زمان برای شروع عکس خوبی بود.

 

یکی از عکسهای مورد علاقه تان کدام است؟ چه داستانی پست این عکس است ؟

این عکسم را خیلی دوست دارم. عنوان عکس فرشی از بابونه است.
دو سال پیش وقتی در غروب یک روز بهاری بعد از باران شدید با این صحنه مواجه شدم بدون لحظه ای درنگ این صحنه را عکاسی کردم. در کادرها و زوایای مختلف. بعد از آن روز تا الان هنوز این کادر را در جایی از ارومیه پیدا نکرده ام.

 

اگر قرار باشد یکی از سفرهای عکاسیتان را مجدد تکرار کنید، آنجا کجاست؟
یکی از مکان های مورد علاقه من برای عکاسی مجدد، جنگلهای گیلان است
و به طور کل جنگل های شمال کشور که به شدت در حال تخریب و از بین رفتن هستند.

 

در ایران چهار فصل، چه فصلی را برای عکاسی دوست دارید و از ثبت چه مناظری بیشتر از بقیه لذت میبرید؟
من فصل بهار و پاییز را برای عکاسی دوست دارم. در طبیعت ایران بیشتر علاقمند به عکاسی از آبشارها هستم و البته دشتهای وسیع از گل های وحشی.

در پایان چه توصیه ای برای عکاسان جوانی که در ابتدای این راه هستند دارید؟
توصیه من این است که کارهای دیگران را ببینید و از آنها الهام بگیرید. یادگیری را ادامه دهند چون همیشه چیزهای جدیدی برای آموختن وجود دارد. برای ثبت یک عکس منظره و طبیعت باید زحمت زیادی را به جان خرید. آب و هوا و پیاده روی برای رسیدن به نقاط مناسب می توانند طاقت فرسا باشد. اما انگیزه و علاقه همیشه باعث پیشرفت و بهتر شدن کیفیت در عکسها خواهد بود
مطالعه و یادگیری تکنیکهای عکاسی ، تمرین ، برنامه ریزی قبل از عکاسی در مکانهای انتخاب شده در طبیعت و استفاده و انتخاب صحیح و بهینه از ابزار و تجهیزات عکاسی در خلق یک عکس ماندگار تاثیر مهمی دارد.

 

صفحه اینستاگرام خانم موید زاده

mokhtrai-1280x687.jpg

اکتبر 22, 2017

مهدی مختاری یکی از عکاسان خلاق و موفق در ژانر پرتره در کشور است.

مهدی در خانواده ای هنری به دنیا آمده است. پدرش نوازنده سه تار است و مادرش نیز نقاش.

زندگی در یک خانواده هنری، تاثیر بسزایی در وجود او گذاشته و باعث شده روح او غرق در هنر باشد.

او از داستان عکاس شدنش برایمان میگوید:

 

 

 

آشنایی ات با عکاسی چگونه بود و از کجا شروع شد ؟ 

من حدود ۲۰ سال هست که مشغول کار پوشاک هستم و به واسطه شغلم سفرهای خارجی زیادی رفته ام و هر جایی هم که میرفتم حتما سری به باغ وحش آنجا میزدم. فکر میکنم سال ۲۰۰۸ بود که در یکی از سفرهای کاری که به چین داشتم در یکی از باغ وحش های گوانگجو با گردشگران ژاپنی که مشغول عکاسی از حیوانات بودند مواجه شدم و از همانجا بود که عکاسی و نحوه کار آنها با دوربین برایم جالب شد و البته  بیشتر مکانیزم و ساختار داخلی دوربین مرا جلب کرد. البته من هم یک دوربین کامپکت کوچک داشتم و سعی میکردم با همان دوربین خودم عکاسی کنم اما عکسهایم با تصوراتم فاصله داشت. با این حال سعی میکردم مدام تکرار کنم و عکس بگیرم.

 

چطور عکاسی را ادامه دادی و از کجا مسیرت را جدی تر دنبال کردی ؟

سفرهای متعدد عکاسی و سفر به روستاها، ارتباط برقرار کردن با مردم روستایی برام خیلی خوشایند بود، چون تا آن زمان من روستا را از نزدیک لمس نکرده بودم و اینکه داشتم یک سبک زندگی جدیدی را به واسطه یک علاقه هنری تجربه میکردم خیلی برای من دوست داشتنی بود. گرچه تا آن موقع هنوز هم عکسهایم با تصوراتم فاصله داشت. اما مایوس نمیشدم و تورهای عکاسی زیادی را شرکت میکردم و سعی میکردم وقت آزادم را با عکاسی پر کنم.

 

چطور توانستی سطح عکسهایت را بالا ببری ؟

من هیچ کلاس عکاسی شرکت نمیکردم و تنها در خلال همین تورهای عکاسی که عکس های بقیه همسفر ها را میدیدم، از نحوه کادربندی گرفته تا بقیه اصول عکاسی سعی میکردم من هم عکسهای مناسب تری بگیرم، عکس دیدن به من مثل هر عکاس دیگری خیلی کمک کرد. مخصوصا اینکه در تور کرمانشاه یکی از دوستان، سایت عکاسی ۱x را به من معرفی کرد .

دائما در حال یادگیری بودم، سعی میکردم با عکس دیدن و عکس گرفتن، مطالعه و با تمرین های مداوم کیفیت بصری عکسهایم را بالا ببرم.

از دیدن عکسهای ۱x خیلی لذت میبردم، عکسهای این مجموعه خیلی در نوع نگاه من تاثیر گذاشت .اینها چند نمونه از عکسهای کردستان هستند.

چطور شد که عکاسی پرتره را انتخاب کردی ؟

با دیدن عکسهای پرتره  بود که من به عکاسی پرتره هم علاقه مند شدم. گرچه هنوز عکاسی مستند هم انجام میدادم اما به واسطه مشغله زیاد کاری کمتر وقت میکردم به شهرستانها بروم.

به همین خاطر شروع به مطالعه و یادگیری عکاسی پرتره کردم و عکسهایی که میگرفتم را به اشتراک میگذاشتم.

عکاسی فشن را دوست داشتم و یا دیدن عکسهای پرتره عکاسان روسیه خیلی برایم آموزنده بود و البته زیبا؛ چون روس ها در سبک خودشان واقعا استاد هستند.اما من تصمیم گرفته بودم عکسهایم متفاوت باشد.

مدام پرتره های متفاوتی را عکاسی میکردم و برای ۱x ارسال میکردم اما تایید نمیکردند تا اینکه بالاخره یکی از عکسهایم پابلیش شد. در واقع این سایت به من مسیر داد تا بدانم در چه سبکی میتوانم موفق باشم و حالا در همین سبک که مورد تایید قرار گرفته بوده سعی میکردم کمی هم تغییرات چاشنی عکس ها کنم.

تا اینکه حتی یک بار به عنوان عکاس هفته ۱x هم انتخاب شدم و با من مصاحبه کردند که این اتفاق برایم خیلی خیلی مهم بود.

 

” سبکی که خیلی دوست دارم عکاسی جنگ هست، شاید خیلی هم به سبک عکاسی من مرتبط نباشد اما به شدت علاقه مندم که بروم و از مناطق جنگی عکاسی کنم. “

 

در جشنواره متعددی موفق به کسب مقام شده ای. جشنواره ها را از کجا شروع کردی؟

یکی از دوستان جشنواره های بین المللی عکاسی را به من معرفی کرد و من هم سال ۲۰۱۶ بود که شروع به شرکت در جشنواره های فیاپ کردم. اول امتحانی چند فریم عکس برای یکی از جشنواره های فیاپ فرستادم و وقتی دیدم عکسهایم به سطحی رسیدند که در یک رقابت جهانی حرفی برای گفتن دارند ،مسابقات بیشتری را شرکت میکردم. و توانستم مقام های زیادی را به دست بیاروم.

 

در چه جشنواره هایی به موفقیت رسیده ای ؟

من جشنواره های زیادی را در کشورهای مختلف شرکت کردم، جشنواره کودکان روسیه، ال آرژانتینو آرژانتین، رومانی ، جام گیپوسکوا اسپانیا ، اوکراین، آمریکا و خیلی دیگر شرکت کردم و توانستم به رتبه ها و موفقیت های زیادی دست پیدا کنم؛ ربان ها و تقدیر نامه فیاپ، مدال های رنگی از فیاپ و PSA از جمله مقام هایی است که به دست آورده ام.

وقتی مقام و رتبه ای کسب میکردم حتما به پدرم اطلاع میدادم و پدرم هم به گرمی استقبال میکرد و آنها را یادداشت میکرد.

این یک عکس از لیستی هست که پدر برایم یادداشت کرده است.

کسب مدال و جوایز فقط یک روی سکه هستند. در واقع روی دیگر سکه که خیلی هم به نظرم مهمتر هست این است که عکس برای خود عکاس خوشایند و لذت بخش باشد حتی اگر در بین صد عکس فقط یک عکس برایش خوشایند باشد.

عکاس مورد علاقه ات کیست ؟

دان مکالین ، جیمز نچ‌وی

توی عکاسی پرتره دیدن عکسهای دیمیتراگیف خیلی روی من تاثیر گذاشت.

 

توصیه ای برای عکاسانی که به سبک های عکاسی مستند و پرتره علاقه مند هستند داری ؟

یکی از مشکلاتی که الان هست این که عکاس ها خیلی کم کتاب میخوانند و اطلاعاتی کافی درباره مسائل گوناگون ندارند.

چه مسائل تاریخ هنر، چه اتفاقات جوامع گوناگون بشری که این خیلی به عکاسی آنها لطمه میزند. چون وقتی مطالعه کافی نداشته باشیم و خلقیات انسان ها را نشناسیم نمیتوانیم با آنها ارتباط برقرار کنیم و در نهایت عکس ما هم آنقدر گویا نخواهد بود که بتواند با مخاطب ارتباط برقرار کند، مخصوصا در عکاسی پرتره و مستند.

من شخصا خیلی مطالعه میکنم حتی وقتی ۲۲ ساله بودم تاریخ تمدن ویلدورانت را کامل خواندم، مطالعه کتابهای ادبیات ،تاریخی، و با فلسفه کامل آشنا بودم، اما الان متاسفانه عکاس ها کمتر به مطالعه تمایل نشان میدهند.

صفحه اینستاگرام آقای مختاری

4960-1280x853.jpg

سپتامبر 24, 2017

 

عکاسی که این ماه به عنوان عکاس ماه معرفی خواهیم کرد، یکی از برترین عکاسان و اساتید حوزه عکاسی تبلیغاتی است. بسیاری از عکسهای شاخص مواد غذایی توسط او به ثبت رسیده است. آقای شهرام جعفری متولد سال ١٣۴٨ فارغ التحصیل رشته شیمی کاربردی به صورت خود آموخته شروع به فراگیری هنر عکاس کرد. ورود آقای جعفری به دنیای عکاسی به واسطه حمایت ها و پشتیبانی های پدرشان صورت گرفت. وی به واسطه شغلشان که در کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان مشغول بودند، پیوسته در جریان مسائل هنری روز قرار داشت و از همان روزها ارتباط نزدیکی با هنر برقرار می ساخت. پدر وی به عنوان اصلی ترین مشوق او با آوردن پوستر ها و فیلم های انیمیشن خارجی و همچنین عکسهایی از پشت صحنه و یا حتی عکس شخصیت های چهره هر روز شوق وی را به هنر و به خصوص عکاسی بیشتر و بیشتر میکرد. آقای شهرام جعفری با جمع آوری مطالبی که به واسطه پدر به دستش میرسید توجه اش معطوف به عکسهایی بود که دنیای پشت صحنه یک اثر هنری به ثبت رسیده بود و شخصیتهایی که این اثر هنری را خلق کرده بودند. برای همین وی یکی از بزرگترین و مهمترین تصمیات زندگی خود را که ورود به عرصه هنر بود، گرفت. در دوران تحصیل و زمانی که او تنها نوجوانی ۱۳ ساله بود با اندوخته عیدی هایش و البته با کمک پدر توانست اولین دوربین عکاسی خود را تهیه کند. او حالا میتوانست خود به تمام دانسته هایی که از راه بصری و با دیدن پوسترها و عکسها به دست آورده بود، خود اقدام به ثبت تصاویر کند. داشتن دوربین عکاسی و شوق روز افزون استفاده از آن استواری او را در این راه پر فراز و نشیب مستحکم تر کرده بود تا اینکه چند سال بعد در دوران دبیرستان اوج لذت عکاسی را به یک دوربین پرکتیکا تجربه کرد. از زمانی که عکاسی را به صورت خود آموخته یاد گرفته بود و دنیای اطرافش را از دریچه لنز دوربین میدید، دنیای رنگ دیگری داشت و شوق او برای عکاسی حرفه ای شدن هر روز رنگی و رنگیتر میشد. تا اینکه در سال ۱۳۷۱ و به صورت حرفه ای وارد حوزه عکاسی تبلیغاتی شد.

وی همچنین تجربه مفیدی در عکاسی فتوژورنالیست نیز دارد، او در سالهای ۷۶ تا ۷۸ به عنوان عکاس خبری روابط عمومی کل وزارت نیرو و توانیر فعالیت میکرد. او پس از اینکه به صورت حرفه ای وارد عکاسی تبلیغاتی شده علاقه و انگیزه زیادی برای عکاسی مواد غذایی داشت و این راه تا آنجا ادامه داد که امروز همه ما او را به یکی از برترین عکاسان مواد غذایی کشور میشناسیم.

و بی شک صنایع و شرکت ها از آنجایی که برای معرفی محصولاتشان و داشتن بازاری درخور همیشه به دنبال عکسهای شایسته بوده اند، شهرام جعفری را برای ثبت عکسهای محصولات خود انتخاب می کنند. همکاری های بلند مدت با برندهای ایرانی و خارجی حاصل تلاش و پشتکار و البته اشتیاق او در این راه است. همکاری با شرکت ها و صنایعی چون کاله، بنتاتی، شکلی، بیژن، پاک، ویتانا، چینی زرین ایران ، چای محفل ، چای جهان ، سوهان ساعدی نیا ، شکلات مرداس و غیره گوشه ای از فعالیت تجاری اوست.

از جمله همراهان همیشگی آقای جعفری میتوان از همسر ایشان خانم مرجان خلج یاد کرد که نقش به سزایی در چیدمان و آماده سازی مواد غذایی برای عکاسی دارند و به عنوان فتو استایلیست در این ده سال گذشته همراه ایشان بوده اند. و همچنین میتوان به همکاری صمیمانه همکار گرامی خانم مریم شولانی به عنوان فود استایلست نیز در این مدت اشاره کرد.

وی همچنین در تهیه محتوای کتاب هایی در این زمینه نقش داشته است عکاسی چهار جلد کتاب آشپزی نفیس به قلم خانم سمیرا جنت دوست ،عکاسی دایرهالمعارف خانم مینایی،عکاسی مجلات آشپزی و قنادی مانند ساناز و سانیا، قنادباشی، سفره ایرانی،آشپز باشی و غیره هم گوشه از فعالیت او در این عرصه است. آقای شهرام جعفری در کنار علاقه ای که به عکاسی داشت و از این راه امرار معاش میکرد دغدغه همیشگی خود که آموزش و انتقال علم و تجربه و به جوانان بود را فراموش نکرده بود. او نه تنها در عکاسی تبلیغاتی و بالاخص مواد غذایی زبان زد است بلکه برای انتقال مفاهیم و تجربیات به جوانان استاد شایسته نشان داده. او در حال حاضر عکاسی مواد غذایی را به صورت تخصصی در آکادمی عکاسی مدرسه هنرهای معاصر تدریس میکند و در دانشکده خبر نیز نورپردازی تبلیغاتی را تدریس میکند.

 

او همچنین عکسهای خود را در معرض نقد و داوری عکاسان دیگر نقاط جهان نیز قرار داده است تا جایی که در سال ۲۰۱۰ در جشنواره تورنتو و در سال ۲۰۱۳ در جشنواره آل ثانی قطر حضور داشته است. همچین در سال ۲۰۱۱ نیز نمایشگاهی گروهی در قرقیزستان برگزار کرده است. آقای شهرام جعفری پس از سالها تلاش در این عرصه اکنون با نگاهی هر چند مختصر به دستاوردهای ایشان در میابیم که نمیتوان نام او را از هویت عکاسی مواد غذایی ایران نادیده گرفت.

 

برای مشاهده و خرید عکس های آقای جعفری اینجا را کلیک کنید



تماس با ما

تهران- میدان آرژانتین، خیابان بخارست، نبش خیابان دهم، پلا ۱۷- ط ۹

تلفن: ۰۹۳۷۸۲۲۵۰۵۱

ایمیل:info@rangeetar.com


خبرنامه